الشيخ حسين المظاهري

13

راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)

است ، امّا در مورد طهارت دير به باور مىرسد . بديهى است كه اين هم نوعى جهل است . اگر زود باور يا دير باور است ، بايد در مورد هر دو اين طور باشد . گاه در مورد نمازش غير متعارف مىشود ؛ حمد و سوره‌ى خودش را باطل مىداند ، علاوه بر آن حمد و سوره‌ى امام جماعت را هم باطل مىداند . كم كم كارش به آن جا مىرسد كه نماز جماعت را به طور كلّى ترك مىكند . برخى در مورد ميكروب دچار وسواس مىشوند . وقتى نان را از نانوايى مىگيرند . به خيالاتى واهى دچار مىشود كه چه دست‌هايى كار كرده تا يك قرص نان به اين شكل در آمده است ؟ آن كسى كه خمير كرده ، آن كسى كه چانه گرفته ، آن كسى كه آن را پهن كرده ، آن كسى كه آن را از تنور در آورده است و نتيجه مىگيرند كه ، هفت هشت دست روى آن كار كرده است . بنابراين خوردن چنين نانى را روا نمىدانند و دليلشان اين است كه آن افراد را نمىشناسند و نمىدانند دستانشان تميز بوده است يا نه . اين هم نوع ديگرى از وسواس است . اين وسواس‌ها اختصاص به قشر خاصى ندارد ؛ در ميان افراد امروزىوجود دارد ، در ميان افراد قديمى نيز وجود دارد ، در ميان افراد باسواد ديده مىشود ، در ميان بىسوادها نيز قابل مشاهده است . امّا عجيب است كه اين افراد در مورد حق‌ّالله و حق‌ّالنّاس اصلًا وسواس ندارند . خيلى كم پيدا مىشود كه كسى يك مرتبه خمس بدهد ، امّا بعد شك كند و بگويد كه آيا پرداخت خمس من صحيح بود يا نه ؟ و دوباره خمس بدهد . بنابراين وسوسه دو قسم است : وسوسه‌ى فكرى و وسوسه‌ى عملى ؛ و اين دو لازم و ملزوم يكديگرند . نكته‌ى ديگر اينكه وسوسه ، جهل مركّب است قرآن جهل مركّب را بدترين دردها براى انسان مىداند . معنى جهل مركّب اين است كه انسان به چيزى كه